يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۵۱ ب.ظ

درباره سايت

مرکز فرهنگی هنری روستای نصیر آباد فورگ

هیئت‌های مذهبی در طول تاریخ به‌‌خصوص در طول تاریخ تشیع در ایران، عامل اصلی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مردم و نهادینه کردن آن بوده‌‌اند. رهبر معظم انقلاب راجع به این موضوع فرموده‌اند: «ما مسلمان‌ها و به‌خصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیت‌ها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل روبه‌رو، چهره به چهره، نفس به نفس تشکیل می‌شود که این را در جاهای دیگر دنیا و در ادیان دیگر کمتر می‌شود پیدا کرد. هست؛ نه به این قوّت، نه به این وسعت، نه به این تأثیرگذاری و محتواهای راقی.» (۱۳۸۷/۴/۴)

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

محبوب ترين ها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

خانه ی فرعون را شیطان شبی...

خانه ی فرعون را شیطان شبی...
. شیطان و فرعون .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

نقل شده یک نفر مصرى از قوم فرعون ، خوشه انگور بسیار زیبایى را به فرعون داد و گفت : مى خواهم این خوشه انگور را با همین قیافه به شکل جواهرات و لؤ لؤ بزرگ در آورى ؛ زیرا تو خدا هستى - خدا هر کارى بخواهد مى تواند انجام دهد. - فرعون هم آن را گرفت و به او قول داد که انجام دهد.
وقتى شب شد و تاریکى همه جا را فرا گرفت ، فرعون همه درها را بست و گفت : هیچ کس نباید داخل شود. از این درخواست مرد حیران بود که چه کند؟
شیطان به کاخ او رفت و در زد. فرعون گفت : چه کسى در مى زند؟ شیطان در جواب گفت : فلانم به ریش آن خدایى که نمى داند چه کسى بر در سراى تو است . تو اگر خدا بودى هر آینه مى دانستى چه کسى پشت در است . فرعون - از این جسارت و بى باکى - او را شناخت .
خانه فرعون را شیطان شبى
حلقه بر در زد که دارم مطلبى
گفت : فرعون اى فلان ! تو کیستى
آدمى یا جن و یا گو کیستى ؟
کیست آیا حلقه بر در مى زدند؟
از چه آیا دست بر سر مى زند؟
کرد شیطان ، بادى از مقعدرها
گفت : بادا این به ریش آن خدا
کو نداند در برون خانه کیست
حلقه بر در مى زند، از بهر چیست (557)
فرعون گفت : اى ملعون ! داخل شو، او هم در جواب گفت : ملعونى بر ملعونى دیگر وارد مى شود. وقتى وارد شد، مشاهده کرد که خوشه انگورى در دست فرعون است و درباره آن حیران مانده است .
گفت : او را به من بده ، تا مشکل تو را حل کنم . انگور را از او گرفت و اسم اعظم را بر او خواند. همان طورى که آن مرد خواسته بود، بهترین لؤ لؤ و جواهر شد.آن گاه شیطان گفت : اى رفیق عزیز! خودت انصاف بده من با این همه علم و کمال و قدرت که دارم مى خواستم بنده اى از بندگان خدا باشم ؛ ولى مرا به عنوان بنده ، قبول نکردند و از درگاه سلطان حقیقى بیرونم کردند.
اما تو با این نادانى و حماقت که دارى ، ادعاى خدایى مى کنى و مرتبه بزرگى را مى خواهى .
فرعون گفت : اى شیطان ! چرا بر حضرت آدم سجده نکردى ؟ - که تو را از بهشت بیرون کنند و ملعون شوى ؟ جواب داد: اى فرعون ! چه مى دانستم ، طینت خبیثى مانند تو در صلب او قرار دارد، از این رو به او سجده نکردم .

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی